مير تقي الدين كاشاني
486
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
اى رسيدن به كمالات تو فوق الامكان * وى كرامات و مقامات تو فوق المدرك بىرضاى تو نگيرد به رحم نطفه قرار * بىحضورت نشود روح ز قالب منفك جاى شك نيست در انكار كرم ، جازم باش * ساز از صفحهء خاطر نقط شك را حك پادشاها به تو مقصود پناه آورده * از بليّات حوادث ، ز جفاهاى فلك با وجود همه تشويش كه بر جان وى است * اگرش پرتوى از لطف تو آيد به كمك شهسواران سخن رو به هزيمت آرند * چون زند بر سر پيل سخن از خامه كجك يا رب اين نظم كه از شائبهء عيب تهىست * ز آنكه بىفكر شود پست و بلندش مدرك تحفهء مجلس معصومهء دوران سازش * تا شود ناسخ اشعار بد مستدرك انتخاب غزليّاته اى مقصد مشتاقان ، در وادى حرمانها * مقصود تهىپايان ، از طى بيابانها افتاده ز راهان را ، رهبر تو به ايمانى * وين طرفه كه در راهت ، بر باد شد ايمانها هجر از تو و وصل از تو ، معشوق تو ، عاشق تو * هم دردى و هم درمان ، هم داروى درمانها غارتگر ايمانم تركان قبا پوشند * صد چاك به دل دارم ، زين برزده دامانها * * *